ترجمه "fraternel" به فارسی
برادرانه, دوستانه, ائتلافی بهترین ترجمه های "fraternel" به فارسی هستند.
fraternel
adjective
masculine
دستور زبان
-
برادرانه
adverb adjectiveCe faisant, nous renforcerons l’amour fraternel et l’unité qui règnent dans la congrégation.
با چنین کارهایی محبت برادرانه و اتحاد جماعت مستحکم میشود.
-
دوستانه
adjective -
ائتلافی
adjective -
اتحادی
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fraternel " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "fraternel" با ترجمه به فارسی
-
پسر برادر · پسر خواهر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن