ترجمه "fraude" به فارسی
کلاهبرداری, فریب, ابهام بهترین ترجمه های "fraude" به فارسی هستند.
fraude
noun
verb
feminine
دستور زبان
-
کلاهبرداری
action destinée à tromper
Une grande entreprise sur sept commet des fraudes chaque année.
یک شرکت از هر هفت شرکتِ عمومیِ بزرگ هرساله مرتکب کلاهبرداری میشود.
-
فریب
noun feminineLe mariage de votre soeur est une fraude
ازدواجِ خواهرت یه فریب بود!
-
ابهام
noun
-
ترجمه های کمتر
- تقلب
- دروغ
- شیادی
- فن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fraude " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Fraude
-
اعمال غیر قانونی
عباراتی شبیه به "fraude" با ترجمه به فارسی
-
بدرفتاری علمی
-
تقلب کردن · طعمه کردن · فریب دادن · قربانی کردن · کلاهبرداری کردن · گول زدن
-
کلاهبرداری ۴۱۹
-
تقلب انتخاباتی
-
فرار مالیاتی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن