ترجمه "fusée" به فارسی
راکت, پرتابه بهترین ترجمه های "fusée" به فارسی هستند.
fusée
noun
feminine
دستور زبان
1 - Fusée feux d’artifice [..]
-
راکت
nounvéhicule qui se déplace dans l'espace grâce à un moteur-fusée
Nous montions des projets ensemble, comme des modèles de fusées ou de petites voitures.
ما پروژه هایی را با هم انجام دادیم، مثل راکت مدلها و ماشینهای کنترلی.
-
پرتابه
noun feminineLes éclairs rouge des roquettes, les bombes qui fusent.
تابش سرخ پرتابه هاي دشمن ، و بمب هاي انفجاري آنان.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fusée " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "fusée"
عباراتی شبیه به "fusée" با ترجمه به فارسی
-
موتور راکت · پیشرانش فضایی
-
آریان
-
راکت چندمرحلهای
-
موشک با سوخت مایع
-
طاق رومی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن