ترجمه "fusible" به فارسی

فیوز, فیوز بهترین ترجمه های "fusible" به فارسی هستند.

fusible noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • فیوز

    Vite avant que le fusible ne saute.

    سریع ، قبل از فیوز می سوزاند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fusible " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Fusible
+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • فیوز

    organe de sécurité électrique et électronique

    Vite avant que le fusible ne saute.

    سریع ، قبل از فیوز می سوزاند.

تصاویر با "fusible"

اضافه کردن

ترجمه های "fusible" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه