ترجمه "garant" به فارسی
ضامن, ضمانت کننده, کفیل بهترین ترجمه های "garant" به فارسی هستند.
garant
noun
verb
masculine
دستور زبان
-
ضامن
noun masculineJe sais que tu t'es porté garant, Vito.
ميدونم که ضامن من شدي ، ويتو
-
ضمانت کننده
noun masculine -
کفیل
noun masculine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " garant " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "garant" با ترجمه به فارسی
-
ایستگاه · ایستگاه راه آهن
-
پایانه اتوبوس · پایانه اتوبوس رانی
-
پارک کردن
-
ایستگاه راه آهن
-
مسئول ایستگاه
-
ایستگاه راه آهن · ایستگاه قطار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن