ترجمه "gare" به فارسی
ایستگاه, ایستگاه راه آهن بهترین ترجمه های "gare" به فارسی هستند.
gare
noun
verb
feminine
دستور زبان
Bâtiment dans, ou auquel un train s'arrête. [..]
-
ایستگاه
nounJe suis tombé sur un vieil ami devant la gare.
جلوی ایستگاه به یک دوست قدیمی برخورد کردم.
-
ایستگاه راه آهن
noungare de chemin de fer [..]
dans un hôtel bon marché près de la gare de Dunkerque.
او در یک هتل ارزان نزدیک ایستگاه راه آهن دانکیرک بود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gare " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "gare"
عباراتی شبیه به "gare" با ترجمه به فارسی
-
پایانه اتوبوس · پایانه اتوبوس رانی
-
پارک کردن
-
ایستگاه راه آهن
-
مسئول ایستگاه
-
ایستگاه راه آهن · ایستگاه قطار
-
ضامن · ضمانت کننده · کفیل
-
ضامن · ضمانت کننده · کفیل
اضافه کردن مثال
اضافه کردن