ترجمه "glaces" به فارسی
بستنی, يخها بهترین ترجمه های "glaces" به فارسی هستند.
glaces
noun
verb
feminine
دستور زبان
-
بستنی
nounPas de glace pour vous ce mois-ci, mademoiselle.
این ماه از بستنی خبری نیست ، دختر خانم.
-
يخها
Vous êtes ici pour extraire la chose de la glace.
.تو اينجايي که اون شي رو سالم از بين يخها در بياريم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " glaces " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "glaces" با ترجمه به فارسی
-
برفپاککن
-
بستنی · يخها
-
آیس تی · چای سرد
-
بستنی نونی
-
کشتی یخ شکن · یخشکن (کشتی)
-
هاکی · هاکی روی یخ
-
سطح تماس یخ-آب
-
قایق یخ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن