ترجمه "glacier" به فارسی
یخچال طبیعی, رودخانه یخ, یخسار بهترین ترجمه های "glacier" به فارسی هستند.
glacier
noun
masculine
دستور زبان
Masse de glace à flanc de montagne (1)
-
یخچال طبیعی
nounmasse de glace formée par amas de neige
Mais un glacier s'est détaché et un phoque s'est mis dessus.
اما یک تكه یخچال طبیعی در آب بود که یک فک روي آن رفته بود.
-
رودخانه یخ
noun masculine -
یخسار
noun masculine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " glacier " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Glacier
-
رودخانه یخ
noun -
یخچال طبیعی
nounMais un glacier s'est détaché et un phoque s'est mis dessus.
اما یک تكه یخچال طبیعی در آب بود که یک فک روي آن رفته بود.
تصاویر با "glacier"
عباراتی شبیه به "glacier" با ترجمه به فارسی
-
پارک ملی گلیشر
-
پارک و منطقه حفاظت شده ملی خلیج گلیشر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن