ترجمه "gras" به فارسی
چربی, چرب, روغن بهترین ترجمه های "gras" به فارسی هستند.
gras
adjective
noun
masculine
دستور زبان
Sale, imbu de graisse ou d'une autre matière onctueuse. [..]
-
چربی
nounLes cellules souches dérivées de matières grasses sont des cellules souches adultes.
سلولهای بنیادی گرفته شده از چربی سلولهای بنیادی بالغ هستند.
-
چرب
adjective masculineVous pensez que j'aime manger cette friture grasse?
واقعاً فکر ميکني از خوردن غذاهاي چرب و سرخ شده لذت مي برم ؟
-
روغن
noun masculineavec leurs propres cellules souches dérivées de gras, ou de tissu adipeux.
با سلولهاي بنيادي مشتق شده از چربي يا روغن خودشان ،
-
ترجمه های کمتر
- پیه
- بافت چربی
- سنگینی
- فربه
- وزن
- پررنگ
- چاق
- چربی حیوانی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gras " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "gras" با ترجمه به فارسی
-
چربيهاي سبزي · چربیهای گیاهی
-
صبح های فراغت و بیکاری در رختخواب لمیدن
-
روغنها · روغنهاي چرب · فراوردههاي روغني
-
چربي خوك · چربی پشت
-
گویچههای چربی
-
محتواي روغن · محتواي چربي · محتوی لیپید · مقدار ليپيد
-
اسیدهای چرب فرار
-
چربي خوك · چربی پشت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن