ترجمه "gratter" به فارسی

خراشیدن, اثر گناه, برش بهترین ترجمه های "gratter" به فارسی هستند.

gratter verb دستور زبان

Déplacer un objet contre un autre objet afin de créer de l'abrasion ou de petites coupures. [..]

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • خراشیدن

    verb
  • اثر گناه

    noun
  • برش

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • خاراندن
    • خارش کردن
    • خط بد
    • ساییدگی
    • شکاف
    • مالیدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " gratter " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "gratter"

عباراتی شبیه به "gratter" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "gratter" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه