ترجمه "groin" به فارسی
بینی, پوزه, حفره بيني بهترین ترجمه های "groin" به فارسی هستند.
groin
noun
masculine
دستور زبان
Museau des porcins (Suidae), tels le porc et le sanglier.
-
بینی
noun masculine -
پوزه
noun masculineAttends un instant, groin de saucisse!
همونجايي که هست نگهش دار. پوزه سوسيسي
-
حفره بيني
noun masculine
-
ترجمه های کمتر
- سوراخهای بيني
- نس
- پرههاي بيني
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " groin " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن