ترجمه "habitante" به فارسی
ساکن ترجمه "habitante" به فارسی است.
habitante
noun
feminine
دستور زبان
-
ساکن
noun feminineAvec la montée des mers, le sel va envahir les nappes phréatiques, privant les habitants d'eau potable.
با بالا آمدن درياها ، نمکها ميتوانند وارد آبها شوند ، محروم کردن ساکنان از آب نوشيدني.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " habitante " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن