ترجمه "habitante" به فارسی

ساکن ترجمه "habitante" به فارسی است.

habitante noun feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • ساکن

    noun feminine

    Avec la montée des mers, le sel va envahir les nappes phréatiques, privant les habitants d'eau potable.

    با بالا آمدن درياها ، نمکها ميتوانند وارد آبها شوند ، محروم کردن ساکنان از آب نوشيدني.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " habitante " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "habitante" با ترجمه به فارسی

  • ahāli · ğam'ijjat · جمعیت · ساکن · مقیم · پزشک مقیم
  • ahāli · ğam'ijjat · جمعیت · ساکن · مقیم · پزشک مقیم
اضافه کردن

ترجمه های "habitante" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه