ترجمه "habiter" به فارسی
زندگی کردن, اقامت داشتن, ساکن شدن بهترین ترجمه های "habiter" به فارسی هستند.
habiter
verb
دستور زبان
Faire sa demeure, ... ''(Sens général).'' [..]
-
زندگی کردن
verbAvoir une résidence permanente.
Rien qu'en habitant en Suède, vous vous situez ici, dans le groupe le plus riche.
و فقط با زندگی کردن در سوئد، شما احتمالا متعلق به اینجا هستید، که ثروتمندترین گروه است.
-
اقامت داشتن
verb -
ساکن شدن
verbOù habite une vermine immonde
و جانوراني موذي که توي اون ساکن شدن
-
ترجمه های کمتر
- فنری
- مسکن دادن
- مسکون کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " habiter " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "habiter" با ترجمه به فارسی
-
کجا زندگی میکنید
-
ahāli · ğam'ijjat · جمعیت · ساکن · مقیم · پزشک مقیم
-
کجا زندگی میکنید
-
آباد
-
پرواز فضایی انسان
-
ahāli · ğam'ijjat · جمعیت · ساکن · مقیم · پزشک مقیم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن