ترجمه "immigrant" به فارسی

مهاجر, غریب, کوچ نشین بهترین ترجمه های "immigrant" به فارسی هستند.

immigrant adjective noun verb masculine دستور زبان

Personne qui s'installe dans un pays en venant de l'étranger. [..]

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • مهاجر

    noun

    Le fait que des femmes pauvres, immigrées vendent du sexe rend des féministes inconfortables.

    این حقیقت که بخصوص زنان مهاجر فقیر تن فروشی میکنند موجب ناخشنودی برخی فعالان حقوق زنان است.

  • غریب

    noun masculine
  • کوچ نشین

    noun masculine
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " immigrant " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "immigrant" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "immigrant" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه