ترجمه "imminent" به فارسی

حتمی, روى دهنده, زودآينده بهترین ترجمه های "imminent" به فارسی هستند.

imminent adjective masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • حتمی

    adjective

    Elle a été créée pour éviter la destruction imminente de la planète.

    برای جلوگیری از نابودی حتمی سیاره ساخته شده بودش

  • روى دهنده

    adjective
  • زودآينده

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • قريب الوقوع
    • قریب الوقوع
    • قریبالوقوع
    • مشرف
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " imminent " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "imminent" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "imminent" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه