ترجمه "intervenir" به فارسی

بستگی داشتن, حائل شدن, حکمیت کردن بهترین ترجمه های "intervenir" به فارسی هستند.

intervenir verb دستور زبان

Résoudre une querelle ; s'impliquer pour altérer ou empêcher une action.

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • بستگی داشتن

    verb
  • حائل شدن

    verb
  • حکمیت کردن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • دخالت کردن
    • شفاعت کردن
    • مداخله کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " intervenir " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "intervenir" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه