ترجمه "inventaire" به فارسی
فهرستهاي اموال, موجودی کالا, بررسیها بهترین ترجمه های "inventaire" به فارسی هستند.
inventaire
noun
masculine
دستور زبان
Inventaire d’un stock (2)
-
فهرستهاي اموال
-
موجودی کالا
liste exhaustive d'entités considérées comme un patrimoine matériel ou une somme de biens afin d'en faciliter l'évaluation ou la gestion
-
بررسیها
noun
-
ترجمه های کمتر
- سیاهه
- موجودى کالا
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " inventaire " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "inventaire" با ترجمه به فارسی
-
آماربرداریهای جنگلی
-
آماربرداریهای جنگلی
-
بررسیهای جنگل
اضافه کردن مثال
اضافه کردن