ترجمه "inventer" به فارسی

اختراع کردن, تاسیس کردن, تنظیم کردن بهترین ترجمه های "inventer" به فارسی هستند.

inventer verb دستور زبان

Concevoir un nouveau processus ou mécanisme.

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • اختراع کردن

    verb

    Qui a inventé cette machine ?

    چه کسی آن ماشین را اختراع کرد؟

  • تاسیس کردن

    verb
  • تنظیم کردن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • درست کردن
    • ساختن
    • طرح ریزی کردن
    • چاپ زدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " inventer " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "inventer" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه