ترجمه "juger" به فارسی

براورد کردن, برچسب زدن, تخمین زدن بهترین ترجمه های "juger" به فارسی هستند.

juger verb دستور زبان
+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • براورد کردن

    verb
  • برچسب زدن

    verb
  • تخمین زدن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • حکم کردن
    • دادرس
    • دانستن
    • داور
    • رسيدگي كردن
    • فرض کردن
    • قاضی
    • مقرر داشتن
    • پنداشتن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " juger " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "juger" با ترجمه به فارسی

  • حکم کردن · دادرس · دادور · داوري كردن · رئیس کلانتری · قاضی · مقرر داشتن
  • کنشگری قضایی
  • بازپرس
  • کتاب داوران
  • کتاب داوران
  • حکم کردن · دادرس · دادور · داوري كردن · رئیس کلانتری · قاضی · مقرر داشتن
  • حکم کردن · دادرس · دادور · داوري كردن · رئیس کلانتری · قاضی · مقرر داشتن
اضافه کردن

ترجمه های "juger" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه