ترجمه "jumeaux" به فارسی

دوقلوها, doqolu, برادرها بهترین ترجمه های "jumeaux" به فارسی هستند.

jumeaux noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • دوقلوها

    Comme la nourrice qui a laissé mourir les jumelles parce qu'elle était occupée avec vous sous les draps.

    مثل همون پرستاري که گذاشت دوقلوها بميرن چون سرش با تو تو تخت شلوغ بود.

  • doqolu

  • برادرها

  • ترجمه های کمتر

    • تنیها
    • خواهرها
    • دوقلو
    • سهقلوها
    • همپدمارها
    • چهارقلوها
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " jumeaux " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "jumeaux" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "jumeaux" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه