ترجمه "jumelle" به فارسی
دوربین, شباهت صورت, نقطه مقابل بهترین ترجمه های "jumelle" به فارسی هستند.
jumelle
noun
feminine
دستور زبان
-
دوربین
noun feminineElle a oublié ses jumelles dans la chapelle.
دوربین دو چشمیش رو تو چوب لباسی چادر کلیسا جا گذاشته
-
شباهت صورت
noun feminine -
نقطه مقابل
noun feminine -
همتا
noun feminine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " jumelle " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "jumelle" با ترجمه به فارسی
-
دوقلوهای مقترن
-
اعداد اول دوقلو
-
پارادوکس دوقلو
-
جفت سازی
-
doqolu · برادرها · تنیها · خواهرها · دوقلو · دوقلوها · سهقلوها · همپدمارها · چهارقلوها
-
دو قلو · دوقلو · شباهت صورت · نقطه مقابل · همتا · همزاد
-
دوقلوهای همسان
-
دوربین دید در شب
اضافه کردن مثال
اضافه کردن