ترجمه "levant" به فارسی
شرق, شام, شرق بهترین ترجمه های "levant" به فارسی هستند.
levant
adjective
noun
verb
masculine
دستور زبان
-
شرق
properMaintenant, la lune se lève au nord-est.
همین الان، ماه داره از شمال شرق بالا میاد.
-
شام
noun proper
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " levant " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Levant
proper
masculine
دستور زبان
-
شرق
properMaintenant, la lune se lève au nord-est.
همین الان، ماه داره از شمال شرق بالا میاد.
تصاویر با "levant"
عباراتی شبیه به "levant" با ترجمه به فارسی
-
تیغ افتاب · طلوع افتاب · طلوع خورشید · مشرق · پرگاس
-
خميرهاي ترش · عوامل ورآوری · ورآور شیمیایی
-
دست به سیاه و سفید نزدن
-
دریافتی از طلوع آفتاب
-
ورآوری خمير
-
قطع خفتگی
-
افراشتن · انتها · سرزنش کردن · کس دادن
-
پيدايي گياهچه · پیدایی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن