ترجمه "lie" به فارسی
درد, بوی نامطبوع, لای بهترین ترجمه های "lie" به فارسی هستند.
lie
noun
verb
feminine
دستور زبان
Matière qui est en suspension dans un liquide et qui se dépose généralement au fond.
-
درد
noun feminine -
بوی نامطبوع
noun feminine -
لای
noun feminine
-
ترجمه های کمتر
- لجن
- لجن وگل
- لجنزار
- لرد
- پوسته یخ
- چکیده
- کثافت
- کود
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lie " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "lie" با ترجمه به فارسی
-
شاعر شیرخوار در دخمه سنگی
-
آدرنولکودیستروفی
-
شیء پیوندی
-
gereh zadan · ارتباط دادن · الصاق کردن · بستن · جفت کردن · ضبط کردن · مرتبط سازی · پیوستن · پیوند دادن
-
دژنراسیون ماکولا
-
دروازه اسباط
-
اختلالات شغلي · بيماريهاي شغلي · حوادث شغلي · ريه كشاورزان · فاكتورهاي تنش وابسته به كار · مخاطرات بهداشتي شغلي · مخاطرات شغلی
-
دسته کردن · فشردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن