ترجمه "limitation" به فارسی
فشار, قید, محدودیت بهترین ترجمه های "limitation" به فارسی هستند.
limitation
noun
feminine
دستور زبان
Qualité d'être limité ou restreint.
-
فشار
noun feminine -
قید
noun -
محدودیت
noun feminineRetournez les attentes sens dessus dessous et poussez les limitations du haut d'une falaise pour qu'elles disparaissent.
انتظارات را وارونه کنید و محدودیت را از لبه صخره پرتاب کنید تا نابودی آن را ببینید.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " limitation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "limitation" با ترجمه به فارسی
-
محدودیت سرعت
-
مديريت توليد · کنترلهای تولید
اضافه کردن مثال
اضافه کردن