ترجمه "marier" به فارسی
ازدواج, زناشويي, پیوند بهترین ترجمه های "marier" به فارسی هستند.
marier
verb
دستور زبان
Unir un homme et une femme (sens général) [..]
-
ازدواج
nounCertains jeunes Japonais préférent rester célibataires plutôt que de se marier.
بعضی جوانان ژاپنی ترجیح میدهند مجرد باشند تا اینکه ازدواج کنند.
-
زناشويي
Chérie, tu as été mariée pendant 22 ans.
عزيزم ، تو 22 سال زندگي زناشويي داشتي
-
پیوند
verbQui a marié le premier couple humain ?
چه کسی پیوند اوّلین زوج بشری را برقرار کرد؟
-
ترجمه های کمتر
- ازدواج کردن
- شوهر دادن
- عروسی کردن
- قرین شدن
- پیوند کردن
- گرفتن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " marier " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "marier" با ترجمه به فارسی
-
آدرین-ماری لژاندر
-
آندره-ماری آمپر
-
مریم عذرا
-
لباس عروس
-
تازه ازدواج کرده · تازه داماد
-
ماری آنتوانت
-
مارى · مريم · مریم
-
مريم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن