ترجمه "marin" به فارسی
ملوان, بحر پیما, تخته کف بهترین ترجمه های "marin" به فارسی هستند.
marin
adjective
noun
masculine
feminine
دستور زبان
Qui appartient à la mer.
-
ملوان
noun masculinepersonne dont la profession est de naviguer sur les mers
J'ai souvent fait l'école buissonnière et rêvé de devenir marin durant ces journées.
اغلب در مدرسه غیبت می کردم و در طول اون روزا تو رویای ملوان شدن بودم.
-
بحر پیما
noun masculine -
تخته کف
noun masculine -
ملاح
noun masculine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " marin " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "marin"
عباراتی شبیه به "marin" با ترجمه به فارسی
-
زیردریایی هستهای
-
غذاهای دریایی
-
عکاسی زیر آب
-
جغرافیای دریایی
-
تابع · تحت · زيردريايی · زیر · زیر دریایی · زیردریایی · هواپیمای بمب افکن
-
خرج عمقی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن