ترجمه "marine" به فارسی
نیروی دریایی, هنر دریایی, کشتی جنگی بهترین ترجمه های "marine" به فارسی هستند.
marine
noun
adjective
verb
feminine
دستور زبان
Ensemble des forces marines d'un pays, incluant ses bâteaux et son personnel.
-
نیروی دریایی
noun[[نیروی دریایی]] [..]
Si elle faisait partie de la marine, elle serait dans notre base de données.
اگر توی نیروی دریایی بود ، مشخصاتش توی اداره ثبت می بود
-
هنر دریایی
genre de représentation figurative dont le sujet est la mer
-
کشتی جنگی
noun feminine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " marine " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Marine
proper
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Marine" در فرهنگ لغت فرانسوی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Marine در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "marine"
عباراتی شبیه به "marine" با ترجمه به فارسی
-
غذاهای دریایی
-
ويگنا لوتئا · ویگنا مارینا
-
عکاسی زیر آب
-
جغرافیای دریایی
-
تابع · تحت · زيردريايی · زیر · زیردریایی
-
خرج عمقی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن