ترجمه "masse" به فارسی

گرز, جرم, انبوهی بهترین ترجمه های "masse" به فارسی هستند.

masse noun verb feminine دستور زبان

Quantité totale de matière dans un objet, déterminée par la gravité ou l'inertie de cet objet. [..]

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • گرز

    noun

    Le Plan A était d'achever Savage avec la masse.

    نقشه ی اصلی کشتن سویج با اون گرز بود

  • جرم

    noun

    propriété physique

    Une autre règle stipule que toute masse subit l'entropie.

    قانون دیگه اینه که تمامی جرم ها منوط به آنتروپی هستند.

  • انبوهی

    noun

    Nous avons donc organisé un bal, et les filles et leurs pères sont venus en masse.

    پس ما یک مراسم رقص برپا کردیم، و دخترها و انبوهی از پدران آمدند.

  • ترجمه های کمتر

    • تراکم
    • تنه
    • توده
    • توده کاه
    • جثه
    • حجم
    • خایسک
    • دسته
    • دودکش
    • زیاد
    • سورتمه
    • سیل کلمات
    • سیلاب
    • غلظت
    • فراوان
    • فراوانی
    • قلمبه
    • قوم
    • مردم
    • وزن
    • پتک
    • پلوک
    • چگالی
    • کدین
    • کوه
    • کوهستان
    • کوهستانی
    • گروه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " masse " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "masse" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "masse" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه