ترجمه "mauvais" به فارسی
بد, bad, غلط بهترین ترجمه های "mauvais" به فارسی هستند.
mauvais
adjective
masculine
دستور زبان
Pas bon; défavorable; négatif. [..]
-
بد
adjectiveLe mauvais temps affecta sa santé.
آب و هوای بد بر سلامت او تاثیر گذاشت.
-
bad
noun masculine -
غلط
adjectiveVous n'allez pas être jugés sur vos mauvaises idées.
قرار نیست که بخاطر نظرات غلط قضاوت شوید.
-
ترجمه های کمتر
- بدکار
- شرور
- مضر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mauvais " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "mauvais"
عباراتی شبیه به "mauvais" با ترجمه به فارسی
-
كنترل خاشاكزار · کنترل علف هرز
-
علفهاي هرز آبي · علفهای هرز آبزی
-
نظر · چشم بد · چشم زخم
-
بدبویی دهان · تنفس بدبو
-
علفهای هرز چندساله
-
کابوس
-
رقابت علف هرز · رقابت علف هرز زراعي · رقابت گیاهی
-
رقابت علف هرز · رقابت علف هرز زراعي · رقابت گیاهی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن