ترجمه "miniature" به فارسی
بندانگشتی, ریزنگارگری, مینیاتور بهترین ترجمه های "miniature" به فارسی هستند.
miniature
noun
feminine
دستور زبان
-
بندانگشتی
-
ریزنگارگری
peinture figurée servant à enluminer un livre
-
مینیاتور
-
ترجمه های کمتر
- ناخن شست
- کوچک
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " miniature " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "miniature" با ترجمه به فارسی
-
چهرهنگاری مینیاتور
-
خوكهاي ريزمونه · خوک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن