ترجمه "minimal" به فارسی
حداقل, دست کم, کمترین بهترین ترجمه های "minimal" به فارسی هستند.
minimal
adjective
masculine
دستور زبان
-
حداقل
adjectiveL'efficacité de fonctionnement de l'un de nos relais extérieurs a chuté au-dessous de la limite minimale de sécurité.
راندمان عملياتي سنسور هاي بيروني کاهش يافته و زير حداقل رسيده
-
دست کم
adjective -
کمترین
adjectiveDans 100 ans, vos vies auront un impact minimal sur la ligne temporelle écrite.
.. صد سال بعد ، زندگی شما کمترین تاثیر ممکن رو بر سیر زمانی داره
-
کمینه
adjectiveLa & valeur minimale est une limite physique
& مقدار کمینه ، یک حد سخت است.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " minimal " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "minimal" با ترجمه به فارسی
-
خاکورزی حداقل · كشت و زرع حداقل
-
درخت فراگیر مینیمم
-
حداقل غلظت آلوئولی
-
کمترین میزان نصب
اضافه کردن مثال
اضافه کردن