ترجمه "minimum" به فارسی
حداقل, حد پایینی, دست کم بهترین ترجمه های "minimum" به فارسی هستند.
minimum
noun
masculine
دستور زبان
Limite la plus petite (1):
-
حداقل
adjective masculineUne fois par semaine minimum, les meilleurs vendeurs font des activités en vue de s'améliorer.
بهترین فروشندگان حداقل یکبار در هفته فعالیتهایی رو در هدف توسعه انجام میدهند.
-
حد پایینی
noun masculine -
دست کم
adjective masculine
-
ترجمه های کمتر
- مینیمم
- کمترین
- کمینه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " minimum " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "minimum" با ترجمه به فارسی
-
مساله کمهزینهترین جریان
-
كپسيكوم مينيمم · کپسیکوم فروتسانس
-
اقلا
-
قیمتهای حداقل
-
حداقل دستمزد
-
فیزالیس مینیما
-
برش کمینه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن