ترجمه "nounou" به فارسی

دایه, دختر پرستار, پرستار بهترین ترجمه های "nounou" به فارسی هستند.

nounou noun feminine دستور زبان

Femme qui s'occupe des enfants d'autres personnes généralement comme travail à temps plein.

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • دایه

    noun feminine

    Je pleurais parce que ma nounou est décédée.

    من داشتم بخاطر مرگ دایه ام گریه میکردم.

  • دختر پرستار

    noun feminine
  • پرستار

    noun feminine

    Oui, j'ai besoin d'une nounou pour quelques semaines.

    بله ، فقط براي چند هفته يه پرستار مي خوام

  • ترجمه های کمتر

    • پرستار بچه
    • پرورشگاه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " nounou " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "nounou" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه