ترجمه "nourrisson" به فارسی

کودک, طفل, نوزاد بهترین ترجمه های "nourrisson" به فارسی هستند.

nourrisson noun masculine دستور زبان

Jeune enfant dans les premières années de sa vie.

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • کودک

    noun masculine

    N’avez- vous jamais lu ceci : ‘ De la bouche des tout-petits et des nourrissons tu as produit une louange ’ ?

    مگر نخواندهاید که، ‹بر زبان کودکان و شیرخوارگان حمد و ستایش را جاری ساختی›؟»

  • طفل

    noun masculine

    Oui, le nourrisson jouera sur le trou du cobra ; et sur la lucarne du serpent venimeux l’enfant sevré mettra vraiment sa main.

    و طفل شیرخواره بر سوراخ مار بازی خواهد کرد و طفلِ از شیر باز داشته شده دست خود را بر خانهٔ افعی خواهد گذاشت.

  • نوزاد

    noun masculine

    بچه تازه به دنیا امده

    Le lait maternel nourrit également les microbes qui colonisent le tube digestif du nourrisson.

    شیر مادر همچنین میکروبهایی را که در دستگاه گوارش نوزاد هستند را تغذیه میکنه.

  • ترجمه های کمتر

    • اشغال
    • بچه
    • بچه کوچک
    • جمع
    • خواهر
    • عدد
    • کودک نوپا
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " nourrisson " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "nourrisson"

عباراتی شبیه به "nourrisson" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "nourrisson" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه