ترجمه "objecteur" به فارسی
معاند, معترض بهترین ترجمه های "objecteur" به فارسی هستند.
objecteur
noun
masculine
دستور زبان
-
معاند
noun -
معترض
nounJe vais être objecteur de conscience.
ميخوام يه معترض با وجدان بشم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " objecteur " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "objecteur" با ترجمه به فارسی
-
كسي كه بعلل اخلاقي يا عقايد مذهبي از دخول در ارتشخودداري كند · مخالف با سربازی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن