ترجمه "objectif" به فارسی
عینی, هدف, آماج بهترین ترجمه های "objectif" به فارسی هستند.
objectif
adjective
noun
masculine
دستور زبان
Ce que l'on désire accomplir. [..]
-
عینی
adjectiveQui concerne l’objet. [..]
Ils pensent que les algorithmes sont objectifs, vrais et scientifiques.
آنها فکر میکنند که الگوریتمها عینی، درست و علمی هستند.
-
هدف
nounSi oui, prends des mesures pratiques dès maintenant afin d’atteindre ton objectif.
پس از همین حالا برای رسیدن به این هدف قدمهای لازم را بردارید.
-
آماج
noun masculine
-
ترجمه های کمتر
- جهت
- دروازه
- دستخوش
- سرنوشت
- طعمه
- عزم
- قربانی
- مرام
- معدن سنگ
- مقصد
- مقصود
- نیت
- هدف گیری کردن
- هـدف
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " objectif " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "objectif"
عباراتی شبیه به "objectif" با ترجمه به فارسی
-
جنگلداری چندگانه · جگلداري چندمنظوره
-
لنز آیینهای
-
جنگلداری چندگانه · جگلداري چندمنظوره
-
عدسی شیئی
-
مدیریت بر مبنای هدف
-
لنز دوربین عکاسی
-
دوربین تکلنزی بازتابی
-
تابع هزینه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن