ترجمه "offre" به فارسی
عرضه, پیشنهاد مزایده, ارائه بهترین ترجمه های "offre" به فارسی هستند.
offre
noun
verb
feminine
دستور زبان
programme de parrainage (de sponsoring)
-
عرضه
nounMa nouvelle Boîte offre des fantasmes holographiques interactifs.
باکس ِ جديد و پيشرفته من خيالاتي هولوگرافيک و کاملآً تعاملي به شما عرضه مي کنه.
-
پیشنهاد مزایده
-
ارائه
noun feminineLe Hezbollah offre tous ces services et bien davantage.
«حزب الله» تمام این خدمات و چیزهای دیگر را ارائه می دهد.
-
ترجمه های کمتر
- تقدیم
- دفاع
- لزوم
- مدافعه
- وکالت
- پیشنهاد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " offre " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "offre" با ترجمه به فارسی
-
بخشیدن · تاسیس کردن · تحویل دادن · تقدیم داشتن · دادن · داوطلب شدن · رسم کردن · شرح دادن · صرفنظرکردن از · عرضه داشتن · مجسم کردن · نقش کردن · هدیه دادن
-
تصاحب خصمانه
-
عرضه و تقاضا · موازنه بازار · موازنه عرضه · پاسخ به عرضه
-
بخشیدن · تاسیس کردن · تحویل دادن · تقدیم داشتن · دادن · داوطلب شدن · رسم کردن · شرح دادن · صرفنظرکردن از · عرضه داشتن · مجسم کردن · نقش کردن · هدیه دادن
-
بخشیدن · تاسیس کردن · تحویل دادن · تقدیم داشتن · دادن · داوطلب شدن · رسم کردن · شرح دادن · صرفنظرکردن از · عرضه داشتن · مجسم کردن · نقش کردن · هدیه دادن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن