ترجمه "oral" به فارسی
دهانی, زبانی, امتحان شفاهی بهترین ترجمه های "oral" به فارسی هستند.
oral
adjective
noun
masculine
دستور زبان
Parlé plutôt qu'écrit.
-
دهانی
adjectivece qui leur permet d'acquérir un facsimile d'écoute et d'utiliser un langage oral
و به آنها اجازه میدهد که برگردانی از شنوایی با استفاده از تکلم دهانی را بدست اورند.
-
زبانی
noun masculineParlé plutôt qu'écrit.
Patricia Kuhl: pendant la production orale, quand les bébés écoutent, ils tirent en fait des statistiques de la langue qu'ils entendent.
پاتریشیا کوهل: درطی صحبت ، وقتی نوزادان گوش فرا می دهند، آنچه آنها انجام میدهند آمار گیری درباره زبانی است که آنها می شنوند.
-
امتحان شفاهی
nounNous avons eu un examen oral.
ما یک امتحان شفاهی داشتیم.
-
ترجمه های کمتر
- زنده باد
- شفاهی
- گفتار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " oral " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "oral" با ترجمه به فارسی
-
سکس دهنی
-
آمیزش جنسی دهانی
-
او آر اس
-
سنت شفاهی
-
تاریخ شفاهی
-
روش اودیو لینگوال
-
سندرم حساسیت اورال
-
استعمال خوراکی · تجويز خوراكي
اضافه کردن مثال
اضافه کردن