ترجمه "orange" به فارسی

پرتقال, نارنجی, نارنج بهترین ترجمه های "orange" به فارسی هستند.

orange adjective noun masculine feminine دستور زبان

orange (couleur) [..]

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • پرتقال

    noun

    گونهای از مرکبات [..]

    Midori a mangé la plupart des oranges.

    بیشترین پرتقال را میدوری خورد.

  • نارنجی

    noun

    Ayant la couleur d'une orange mûre, une teinte rougeâtre-jaune. [..]

    J'espère qu'elle sait comment accessoiriser une combinaison orange.

    امیدوار بدونه چه جوری لباس نارنجی زندان رو تزئئین کنه.

  • نارنج

    noun

    Le fruit légèrement aigre de l'oranger, généralement entièrement de couleur orange, ayant une peau épaisse et des pépins.

  • ترجمه های کمتر

    • مربای به
    • پرتقالهای شیرین
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " orange " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Orange noun

Orange (société) [..]

+ اضافه کردن

"Orange" در فرهنگ لغت فرانسوی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Orange در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "orange"

عباراتی شبیه به "orange" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "orange" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه