ترجمه "papa" به فارسی
بابا, پدر, باب بهترین ترجمه های "papa" به فارسی هستند.
papa
noun
masculine
دستور زبان
Mot enfantin pour "père".
-
بابا
noun masculinePère|1 [..]
Mais papa, Albert est un membre de la famille.
اما بابا ، آلبرت يه عضو از خانواده ماست.
-
پدر
nounPapa, pourquoi n’y a-t-il pas de tonnerre en hiver ?
پدر، چرا زمستانها رعد و برق نیست؟
-
باب
noun masculineComme papa travaille, tu veux faire quelque chose samedi, juste nous deux?
... خب تا وقتي باب به کارش مشغوله تو ميخواي هر کاري براي شنبه بکني ، فقط تو و من ؟
-
ترجمه های کمتر
- باباجان
- پاپ
- پاپا
- کشیش ناحیه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " papa " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "papa" با ترجمه به فارسی
-
پشمک
-
پشمک
-
بابابزرگ · پدر بزرگ · پدربزرگ
-
پدر بزرگ · پدربزرگ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن