ترجمه "passé" به فارسی

ماضی, گذشته, تاریخ بهترین ترجمه های "passé" به فارسی هستند.

passé verb noun masculine دستور زبان

Le temps écoulé (sens géneral) [..]

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • ماضی

    noun

    En anglais, pour mettre un verbe au passé, on ajoute « -ed ».

    در انگلیسی برای ماضی کردن یک فعل به آن «ed-» اضافه میشود.

  • گذشته

    adjective noun

    Nous savons peu de choses de son passé personnel.

    ما مقدار کمی راجع به گذشته خصوصی او می دانیم.

  • تاریخ

    noun masculine

    Je ne pouvais pas laisser passer ça et me considérer comme une historienne responsable.

    نمی توانستم بگذارم بماند و اسم خودم را یک پژوهشگر مسئول تاریخ بگذارم.

  • ترجمه های کمتر

    • زمان کذشته
    • زمان گذشته
    • کذشته
    • از نزدیک
    • از پهلوی
    • با
    • بدست
    • بواسطه
    • بوسیله
    • در کنار
    • زمان ماضی
    • سال گذشته
    • فرعی
    • ماضی ساده
    • پارسال
    • پایان یافته
    • پیش
    • کنار
    • گذشته ساده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " passé " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "passé" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "passé" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه