ترجمه "patient" به فارسی

صبور, مریض, بیمار بهترین ترجمه های "patient" به فارسی هستند.

patient adjective noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • صبور

    adjective

    qui attend et qui persévère avec tranquillité [..]

    Enfin, ils avaient besoin de conseils pour se montrer patients et user de la prière.

    همچنین میبایست به آنان نصیحت میشد که صبور بوده، دعا نمایند.

  • مریض

    noun adjective

    En faisant cela, on a trouvé 10 patients.

    و وقتی این کار رو انجام دادیم، ده تا مریض پیدا کردیم.

  • بیمار

    noun adjective

    Et après une blessure majeure du système nerveux central, les patients restent souvent avec un grave handicap.

    پس از صدمهی شدید به سیستم عصبی مرکزی معمولاً نارسایی شدیدی در بیمار باقی میمونه.

  • ترجمه های کمتر

    • بردبار
    • شکیبا
    • صابر
    • بیمار سرپایی
    • شکیبنده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " patient " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "patient"

عباراتی شبیه به "patient" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "patient" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه