ترجمه "patiente" به فارسی
صبور, بردبار, شکیبا بهترین ترجمه های "patiente" به فارسی هستند.
patiente
noun
adjective
verb
feminine
دستور زبان
-
صبور
adjectiveEnfin, ils avaient besoin de conseils pour se montrer patients et user de la prière.
همچنین میبایست به آنان نصیحت میشد که صبور بوده، دعا نمایند.
-
بردبار
adjective feminineSi un étudiant ne saisit pas une idée, soyez patient.
اگر موضوعی هست که شاگرد متوجه آن نمیشود، بردبار باشید.
-
شکیبا
adjective femininePatient, endure même sous le mal.
با قاصرین باش شکیبا
-
شکیبنده
adjective feminine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " patiente " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "patiente" با ترجمه به فارسی
-
بیمار انگلیسی
-
بیمار بستری
-
بردبار · بیمار · بیمار سرپایی · شکیبا · شکیبنده · صابر · صبور · مریض
-
بردبار · بیمار · بیمار سرپایی · شکیبا · شکیبنده · صابر · صبور · مریض
اضافه کردن مثال
اضافه کردن