ترجمه "placer" به فارسی

گذاشتن, جا گرفتن, سرمايه گذاری کردن بهترین ترجمه های "placer" به فارسی هستند.

placer verb noun masculine دستور زبان

Fournir des endroits ou des objets ou les gens peuvent s'asseoir. [..]

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • گذاشتن

    verb

    Ses parents l'ont placé pour éviter une accusation d'homicide.

    والدينش اون رو گذاشتن اون تو تا به جرم قتل محکوم نشه.

  • جا گرفتن

    verb
  • سرمايه گذاری کردن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • فروختن
    • مقام یافتن
    • مكان
    • هدف گیری کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " placer " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "placer" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "placer" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه