ترجمه "placer" به فارسی
گذاشتن, جا گرفتن, سرمايه گذاری کردن بهترین ترجمه های "placer" به فارسی هستند.
placer
verb
noun
masculine
دستور زبان
Fournir des endroits ou des objets ou les gens peuvent s'asseoir. [..]
-
گذاشتن
verbSes parents l'ont placé pour éviter une accusation d'homicide.
والدينش اون رو گذاشتن اون تو تا به جرم قتل محکوم نشه.
-
جا گرفتن
verb -
سرمايه گذاری کردن
verb
-
ترجمه های کمتر
- فروختن
- مقام یافتن
- مكان
- هدف گیری کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " placer " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "placer" با ترجمه به فارسی
-
ارائه دادن
-
بازارگاه
-
میدان نقش جهان
-
جا افتادن
-
مرکز اقتصادی
-
خودی · محرم راز
-
اجازه نامه · اغاز · بازار · بجای · تثبیت موقعیت · تعیین جا · تعیین محل · تفرجگاه · جا · خوابگاه کشتی · در عوض · محفل · محل · محل نصب · مزرعه · مسکن · منطقه · مکان · میدان · میدان عمومی · میدان وبازار · پروانه · یادداشت مختصر
-
جای پارک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن