ترجمه "plaisanter" به فارسی

خنده, خوش طبعی, شوخی بهترین ترجمه های "plaisanter" به فارسی هستند.

plaisanter verb دستور زبان

Dire ou faire quelque chose pour amuser.

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • خنده

    noun

    Genèse 21:8-12 raconte qu’un jour Yishmaël était “ en train de plaisanter ” au sujet d’Isaac.

    پیدایش ۲۱:۸-۱۲ میگوید اسماعیل به اِسحاق ‹خنده میکرد.›

  • خوش طبعی

    noun
  • شوخی

    noun

    Ils pensaient que nous avions préparé nos discours ensemble et plaisantions lorsque nous disions que c'était spontané.

    فکر میکردن مقاله رو با هم آماده کردیم و درباره تصادفی بودنش شوخی می کنیم.

  • ترجمه های کمتر

    • شوخی کردن
    • طعنه
    • لطیفه
    • مزاح گفتن
    • گوشه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " plaisanter " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "plaisanter" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه