ترجمه "plan" به فارسی
صفحه, برنامه, صاف بهترین ترجمه های "plan" به فارسی هستند.
Ensemble d'actions, moyen de procéder pensé à l'avance. [..]
-
صفحه
nounÀ classer [..]
Donc, nous parlons de plans différents, de différents morceaux de papier.
ما دربارهی جهانهای موازی صحبت می کنیم، صفحات متفاوت کاغذ.
-
برنامه
nounDessin d'une vue d'en haut ou d'une section horizontale d'une construction ou de sa structure interne.
On laisse tomber le plan marketing pourri de Lucy.
برنامه ي مزخرف تبليغاتي لوسي رو متوقف کنين.
-
صاف
adjective masculineDurant la pause, la jambe en l'air se tend et passe du plan frontal au côté avant de se replier sur son genou.
در آن وقفه کوتاه، پایی که بالا است، صاف می شود و از جلوی بدن به پهلو حرکت میکند، بعد تا زانو خم می شود.
-
ترجمه های کمتر
- طرح
- مسطح
- هموار
- الگو
- برون نما
- تدبیر
- خط هندسی
- دو وجهی
- دیزاین
- سالک
- سطحی
- شکل هندسی
- طراحی
- متحرک
- مدل
- نقشه
- نما
- نمودار
- نگاشت
- پلان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " plan " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
-
نما
plus particulièrement dans les gros plans.
مخصوصا برای نما های نزدیک صورت نخواهد داشت.
عباراتی شبیه به "plan" با ترجمه به فارسی
-
پس زمينه
-
نمای نزدیک · کلوزآپ
-
نماد برون نما
-
موج تخت
-
نصفالنهار سماوی
-
طراحی آزمایش
-
صفحه مختلط
-
پس زمينه · پس زمینه