ترجمه "plastique" به فارسی
پلاستیک, پلاستیکها, پليوينيليدين كلريد بهترین ترجمه های "plastique" به فارسی هستند.
plastique
adjective
noun
masculine
دستور زبان
-
پلاستیک
noun masculineTous ces oiseaux ont maintenant du plastique dans leur corps.
تمام این پرندهها اکنون در بدنشان پلاستیک دارند.
-
پلاستیکها
noun masculineDes chaussures en plastique recyclé pêché dans l'océan. Bon pour la planète, bon pour les affaires.
کفشها از این پلاستیکها درست میشوند: هم برای محیط زیست خوب است هم برای کسب و کار.
-
پليوينيليدين كلريد
noun masculine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " plastique " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "plastique" با ترجمه به فارسی
-
مومسانی
-
فیبر کربن پلیمری تقویت شده
-
لایه پلاستیکی
-
پوششهاي ورقي · پوششهای با لایه پلاستيكي · پوششهای ورقی پلاستیکی
-
فایبرگلاس
-
خاكپوشهاي خاكي · خاكپوشهاي شني · خاكپوشهاي پلاستيكي · خاکپوشهای خشک
-
پلاستیکهای گستردهشده
-
هنرهای پلاستیکی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن