ترجمه "plat" به فارسی

صاف, مسطح, هموار بهترین ترجمه های "plat" به فارسی هستند.

plat adjective noun masculine دستور زبان

Vaisselle [..]

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • صاف

    adjective masculine

    La réponse est un soldat en peluche avec un gros nez plat.

    جواب میشه سربازهای نرمالو با بینی های بزرگ صاف.

  • مسطح

    adjective masculine

    Dans l’Antiquité, la plupart des humains croyaient que la terre était plate.

    انسانها در روزگار باستان عموماً معتقد بودند که زمین مسطح است. در قرن ششم ق.

  • هموار

    adjective masculine

    Et manifestement elle s'est posée dans l'une de ces régions plates et sombres.

    و مشخص است که این کاوشگر روی یکی از این نواحی هموار و تیره فرود آمده است.

  • ترجمه های کمتر

    • دیس
    • بشقاب
    • بشقاب کوچک
    • بی مزه
    • زیر گلدانی
    • صفحه گرامافون
    • مسطّح
    • ملایم
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " plat " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "plat"

عباراتی شبیه به "plat" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "plat" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه