ترجمه "plate" به فارسی
زدن توپ ترجمه "plate" به فارسی است.
plate
adjective
noun
masculine
feminine
دستور زبان
-
زدن توپ
verb feminine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " plate " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "plate" با ترجمه به فارسی
-
كرمهاي پهن · پهنکرمان · کرمهای پهن
-
پلت فرم
-
چین و شکن · چینچین
-
بشقاب · بشقاب کوچک · بی مزه · دیس · زیر گلدانی · صاف · صفحه گرامافون · مسطح · مسطّح · ملایم · هموار
-
خوراكهاي منجمد · غذاهای منجمد
-
خوراک اصلی
-
پنچر
-
نیمرو
اضافه کردن مثال
اضافه کردن