ترجمه "poli" به فارسی

مؤدب, با ادب, با نزاکت بهترین ترجمه های "poli" به فارسی هستند.

poli adjective noun verb masculine دستور زبان

Qui a des bonnes manières.

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • مؤدب

    adjective

    Qui a des bonnes manières.

    Elle a été polie et elle s'est défendue.

    مؤدب بود و از خودش هم شجاعانه دفاع کرده.

  • با ادب

    adjective

    Restons polis devant Walter.

    باشه ؛ بیاین جلو بچه با ادب باشیم!

  • با نزاکت

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • باتربیت
    • بی تربیت
    • متمدن
    • مودب
    • مودبانه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " poli " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "poli" با ترجمه به فارسی

  • پولیس
  • جلا · جلا دادن · صیقل دادن · واکس زدن · پولیش کردن · گرد کردن
  • بی تربیت
  • بی تربیت
  • جلا · جلا دادن · صیقل دادن · واکس زدن · پولیش کردن · گرد کردن
اضافه کردن

ترجمه های "poli" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه